عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
47
زبدة التواريخ ( فارسى )
تنكجات « 1 » مسكوك شاهرخى آورد . حضرت سلطنت شعارى او را نيز تربيت و نوازش فرموده [ 1 ] ايلچيان ايشان را بازگردانيد . و اميرزاده پير محمد بهادر بعد از آن به تجديد روى به ضبط مهمات ملكى آورده ، محمد سربدال [ 2 ] و امير تيمور ملك را به دار العباده يزد فرستاد و عبد الله پروانچى را نامزد ابرقوه « 2 » گردانيد و به جهت داروغه يزد عبد الرحمن ايلچيكدانى و داروغه ابرقوه سلطان محمود خلعتهاى فاخر و كمر و شمشير و احكام استمالت نبشته ، ايشان را به دار الملك شيراز طلب فرمود . چون احكام بديشان رسيد ، به سمع و طاعت قبول كرده كليد دروازهها و اختيار خزاين و دفاتر ديوانى را به تمام و كمال تسليم فرستادگان اميرزاده پير محمد نموده خود به يراق « 3 » و پيشكشهاى سنگين متوجهء دار الملك شيراز گشته ، اميرزاده پير محمد ايشان را نواخته [ 3 ] نوازش بسيار و عنايت و الطاف بىشمار مخصوص گردانيده داخل ديگر امراى بزرگ گردانيد و از جميع تكاليف يورش و ياساق « 4 » و المال [ 4 ] كلى و جزوى ترخان « 5 » فرموده امين خان و مان بزرگوار خود گردانيد ، و مال و متوجهات آن سال را تمام در وجه علوفه لشكر قديم و جديد مقرر كرده بفرمود تا مجموع كهنه سفاهيان عراق و فارس كه بعضى در خرقه و جمعى به هر
--> [ 1 ] . ل : فرمود . [ 2 ] . ل : سربدار . [ 3 ] . ت : نواخت و . [ 4 ] . م و ل : المان ( ؟ ) . ( 1 ) تنكجات ج تنكه : قرص رايج خواه از زر باشد خواه از نقره يا مس ( غياث اللغات ) ، برگهاى از هر فلزى و ورق نقره و پول رايج و قسمى از سكه ( نفيسى ) . ( 2 ) ابرقوه : مغرب ابركوه قصبهء مركز بخش ابرقوه از شهرستان يزد مىباشد ، متصل به كوير يزد و بلوك آبادهء اقليد مىباشد ( - حاشيهء روضات ج / 1 ص 191 و نيز - نزهه ص 147 ) . راه شيراز به يزد از اصطخر و ابرقو مىگذشت . ( بارتولد : تذكره ص 183 ) . ( 3 ) يراق : سلاح ، اسلحهء سپاه مثل شمشير و سپر و تير و كمان ، ساز و سامان و پوشاك و آلت و ابزار زيور ( دهخدا ) . ( 4 ) ياساق ، ياسا . ( 5 ) ترخان : شخصى كه پادشاهان قلم تكليف از او بردارند و هر تقصير و گناهى كه كند مؤاخذه نكنند ( برهان ) لقبى است از القاب سلاطين تركستان ، نام الوسى از جغتاى ( فرهنگ شفيع ) .